ای عشق
اي عشق منم مجنون سرگشته و سودايي
وندر همه عالم مشهور به شيدايي
در نامه مجنون آمد نام من آغازم
زين پيش اگر بودم سردفتر دانايي
اي باده فروش من سرمايه جوش من
اي از تو خروش من، من نايم و تو نايي
گر زندگيم خواهي درمان نفسي دردم
من مرده صد ساله تو روح مسيحايي
اول تو آخر تو ظاهر تو باطن تو
مستور ز هر چشمي در عين هويدايي


